یک چالش برای نظام حقوقی

قوانین و پتانسیل فرار مالیاتی ارز مجازی در ایالات متحده امریکا (قسمت اول)
مقدمه
ارز مجازی (VC) یک ارز الکترونیکی است که توسط دولت مرکزی تأمین اعتبار نمی شود و مورد حمایت بانک مرکزی نیست. ارز مجازی، مزایای بالقوه ای را نسبت به ارزهای سنتی برای خدمات از جمله؛ پرداخت های سریع تر و کم هزینه تر ارائه می دهد. در سال 2013، شبکه اجرای جرایم مالی (FinCEN) ارز مجازی را به عنوان “یک ابزار مبادله ای که در بعضی از محیط ها مانند ارز عمل می کند اما تمام ویژگی های ارز واقعی را ندارد، به ویژه اینکه، ارز مجازی در هر حوزه قضایی وجاهت قانونی (legal tender) ندارد، تعریف نمود.
برخی از ارزهای مجازی به عنوان ارز در بازی های آنلاین یا دنیای دیجیتال مورد استفاده قرار می گیرند، با این حال، هیچ ارزش معادل ارز فیات برای آنها وجود ندارد، که به اصطلاح غیر قابل تبدیل هستند. از طرف دیگر، یک سری ارز های مجازی دیگر وجود دارند که ضمن دارا بودن وجاهت قانونی، می توان به راحتی خرید و فروش کرد،که به اصطلاح ارز قابل تبدیل نامیده می شوند. یکی از محبوب ترین نوع ارزهای مجازی قابل تبدیل، رمزارزها هستند. آنها از سازوکارهای امنیتی مانند اصول رمزنگاری برای ایجاد واحد های ارزی و کنترل معاملات استفاده می کنند. رمزارزها براساس فناوری بلاکچین کار می کند و ویژگی اصلی آن ناشناس بودن معاملات فراهم می کند. در این میان، بیت کوین، به عنوان نمونه، یک رمزارز است که از سال 2009 و در زمان معرفی، مورد توجه بسیاری قرار گرفته است. از آنجا که تمرکز این مقاله بر روی رمزارزها، به عنوان یک ارز مجازی قابل تبدیل است، از اصطلاح رمزارزها و ارز مجازی (VC) به صورت متقابل با معنای رمزارزها استفاده خواهیم کرد.
برخلاف ارزهای دیجیتالی قبلی، مانند طلای الکترونیکی، که دارای معماری متمرکز بوده، شبکه های جدید ارز مجازی کاملاً غیرمتمرکز هستند و تمام قسمت های معاملات توسط کاربران سیستم انجام می شود. بنابراین رمزارزها از فناوری های همتا به همتا استفاده می کنند و هیچ موسسه مالی سنتی، درگیر در معاملات نیست. این خاصیت منحصر به فرد، سطوح مختلف ناشناسی را برای کاربران فراهم می کند.
ظهور ارزهای مجازی، چالش هایی را برای آژانس های فدرال که مسئولیت تنظیم امور مالی، اجرای قانون، حمایت از مصرف کننده و سرمایه گذار هستند را، ایجاد می کند. این چالش ها بخشی از مهمترین ویژگی های ارزهای مجازی هستند، مانند درجه بالایی از ناشناس ماندن و همچنین سهولت ارسال آنها به آن سوی مرزها. ارزهای مجازی همچنین نگرانی هایی را مبنی بر استفاده از آنها برای تأمین منابع مالی تروریسم و مشارکت در سایر اقدامات جنایی مانند پولشویی و فرار مالیاتی ایجاد کرده است.
در این مقاله، ما تحقیق خود را در مورد مسائل حقوقی رمزارزها با تجزیه و تحلیل قوانین فعلی، ارائه می دهیم و در مورد راه حل های ممکن برای آینده رمزارزها، بحث می کنیم.

1- قانون ارز مجازی در ایالات متحده
رمزارزها به عنوان یک فناوری جدید در عصر مدرن، زمانی که جهان، دیجیتالی و بهم پیوسته است، ظهور پیدا کرده اند. اگر چه سهولت و راحتی که برای جامعه به ارمغان می آورد انکارناپذیر است، اما باعث می شود تا مقامات، نگران سوءاستفاده های احتمالی در نظام حقوقی فعلی باشند، که تاکنون برای دنیای سایبر بالغ نشده است. در 21 ژوئیه 2011 ، FinCEN یک قانون نهایی که تعاریف و سایر مقررات مربوط به موسسه خدمات پولی(Monetary Service Institute) را اصلاح می کند، را نیز منتشر کرد.
” كاربری كه ارز مجازی قابل تبدیل بدست می آورد و از آن برای خرید كالا یا خدمات واقعی و یا مجازی استفاده می كند، طبق قوانینFinCEN ، MSB نیست. چنین فعالیتی، به خودی خود، در تعریف خدمات انتقال پول جای ندارد. بنابراین مشمول مقررات ثبت نام، گزارش دهی و ثبت سوابق FinCEN برای MSB نخواهند بود. “

– قوانین مالیاتی
سرویسس درآمد داخلی (Internal Revenue Service) ارزهای مجازی را به عنوان “نماینده دیجیتالی از ارزش که به عنوان واسطه (ابزار) مبادله، یک واحد حساب و یا ذخیره ارزش است و در هر حوزه قضایی وجاهت قانونی (پول رایج) ندارد، توصیف می کند. در مارس2014، IRS یک اطلاعیه مبنی بر “ارائه اطلاعات اولیه در مورد پیامدهای مالیاتی ایالات متحده در معاملات یا مبادلات با استفاده از ارز مجازی” صادر کرد. در اصل، در این اطلاعیه آمده است که ارز مجازی به عنوان دارایی مورد استفاده قرار می گیرد و اصول کلی مالیات قابل اعمال در معاملات دارایی، برای معاملات با استفاده از ارز مجازی نیز هم اعمال خواهد شد. این بدان معنی است که هر معامله با ارز مجازی، مشمول مالیات است و کاربر باید برای رعایت مقررات IRS، سود و زیان خود را دنبال کند.
در ژوئن 2017، موسسه حسابداران رسمی معتبر آمریکا (AICPA) از IRS خواست، راهنمایی های بیشتری راجع به ارز مجازی که فراتر از اعلامیه 21-2014 می باشد، انجام دهد. در حقیقت، اصول مالیات دارایی به طور مستقیم با ارز مجازی سازگار نیستند. به عنوان مثال، معاملات تحت قانون درآمد داخلی (IRC) به استثنای 1031 اعمال شده برای “دارایی تجاری یا سرمایه گذاری” یا در زمان مبادله، مالیاتی ندارند یا مالیات محدودی دارند. این استثنا می تواند برای اعلام مبادله ارز مجازی به عنوان سرمایه گذاری برای جلوگیری از مالیات استفاده شود. این خلاء قانونی توسط قانون عمومی 97-115 که در دسامبر2017 منتشر شده، مورد خطاب قرار گرفته است. در سپتامبر سال 2017، لایحه H. R. 3708 برای اصلاح IRC سال ،1986 ارائه شد. این لایحه پیشنهادی مبنی بر جلوگیری از فروش ناخالص و یا مبادله ارز مجازی که از 600 دلار تجاوز نمی کند، را داده است.

– قوانین در زمینه پولشویی
طی چند دهه گذشته، ایالات متحده اقدامات بسیاری را برای مبارزه با پولشویی به تصویب رسانیده است. طبق قانون مبارزه با پولشویی(MLCL) سال 1986، پولشویی یک جرم فدرال است. قانون اسرار بانکی(BSA) سال1970 با هدف شناسایی حجم، منبع، اشخاص ثالث و مقصد معاملات، الزامات نگهداری و گزارش سوابق را تعیین کرده است. برنامه شناسایی مشتری(CIP) مجموعه دیگری از مقررات است که با هدف مبارزه با پولشویی صورت می گیرد و اساساً نیاز به دقت و احتیاط شرکتها برای شناسایی مشتریان خود دارد. الزامات CIP برای شناسایی مشتریان شامل جمع آوری نام، تاریخ تولد، آدرس و شماره شناسنامه از آنها می باشد.

– قانون ارز مجازی در ایالت ها
هنگامی که ما به دنبال مقررات ایالتی در امریکا هستیم، به نظر می رسد که ارز مجازی در اکثر مکان ها همچنان در جریان است. برخی از ایالت ها حتی با شناسایی قانونی مؤلفه های مربوط به معاملات الکترونیکی، از وجود یا استفاده از ارز مجازی در مبادلات تجاری حمایت می کنند. با این حال، با توجه به وجود نظرات و انتقادات زیاد درباره استفاده از ارز مجازی، ما قصد داریم وقتی یک ایالت، معامله ای مبتنی بر فناوری بلاکچین انجام می دهد، مانند سایر معاملات سنتی، تعریفی دوستانه ارائه نماییم و برای استفاده از این فناوری در معاملات نیازی به قوانین و مجوزهای بعدی نباشد. این بدیهی است که رمزارزها در پروتکل خود مزایا، کارایی و همچنین امنیت زیادی را به کسب و کار ارائه می دهد. اما سوال اصلی اینکه رمزارزها برای دولت چه فایده ای دارند؟ ممکن است یکی باشد، از آنجا که فناوری بلاکچین شفافیت هرگونه معامله را فراهم می کند، می تواند یک ابزار مناسب برای ثبت یا پیگیری همه چیز به عنوان عاملی مهم برای هرگونه فعالیت های موجود باشد. به عبارت دیگر، حمایت از فناوری بلاکچین شانس بیشتری را برای محافظت از مردم از طریق قانونگذاری فراهم می کند.
در مقابل، کشورهای غیر دوستانه کشورهایی هستند که رمزارزها را می پذیرند اما قوانین سختگیرانه تری را نیز از طریق مجوزها معرفی می کنند. نیویورک یا فلوریدا می توانند نمونه های خوبی از ایالات غیر دوستانه برای رمزارزها باشند. نیویورک بخاطر BitLicense ، برای بدست آوردن هر فرد یا سازمانی که در فعالیت ارز مجازی دخالت دارد، آیین نامه ای برای تجارت ارز مجازی نیاز دارد، معروف است. قوانین سختگیرانه اعطای مجوز، بسیار مورد انتقاد قرار گرفته است و علیرغم اینکه ممکن است تلاش قانونگذار را برای جلوگیری از خسارت های احتمالی ناشی از فعالیت های غیرقانونی نشان دهد، اما این الزامات منجر به فرسودگی تعداد زیادی از کسب و کارها می شود. اما چرا باید نسبت به رمزارزها سختگیرانه عمل کنیم؟ پرونده فلوریدا در مقابل اسپینوزا ممکن است به این سوال پاسخ دهد زیرا مربوط به پولشویی در زمانی است که بیت کوین در فلوریدا وجاهت قانونی نداشته بود و به مدت 2 سال و نیم به طول انجامید.
طبق گفته Bravenewcoin.com، هنگامی که لایحه جدیدHB 137 bill تصویب شد، فلوریدا، به عنوان یک کشور غیر دوستانه، استفاده از رمزارزها را در دادرسی کیفری در پولشویی ممنوع کرده است. همین داستان در سال 2014 در نیویورک در ایالات متحده در مقابل Ulbricht اتفاق افتاد، جایی که Ulbricht سرپرست Silk Road بود، وب سایتی که برای تسهیل فعالیت های غیرقانونی مانند هک، مواد مخدر و غیره به بدنامی معروف بود. Ulbricht به 4 اتهام محکوم شد که یکی از آنها دست داشتن در پولشویی بود. با این حال، وکیل وی، از وی دفاع کرد که از آنجایی که رمزارزها به عنوان دارایی و نه پول در نظر گرفته می شود، بنابراین هیچ معامله پولی انجام نشده است، در نتیجه وی اتهام پولشویی را رد کرد.

2- پتانسیل فرار مالیاتی ارزهای مجازی
رمزارزها به دلیل ماهیت ناشناس بودن آنها، برای فرار از مالیات، مناسب هستند. این اعتقاد، یکی از اصلی ترین دلایلی است که در سالهای اخیر مورد توجه بسیاری قرار گرفته است. بعلاوه، رمزارزها به وجود هیچ واسطه ای مالی مانند مؤسسات مالی یا بانکها متکی نیستند، زیرا بیشتر آنها در مبادلات همتا به همتا مستقر هستند. با در نظر گرفتن این دو ویژگی رمزارزها، آنها می توانند تلاش دولتها در مورد پتانسیل های فرار مالیاتی را بی اثر جلوه دهند. “بنابراین، رمزارزها به طور بالقوه می توانند موفقیت های اخیر دولت در پرداختن به فرارهای مالیاتی خارج از کشور را شکست دهند”. با این حال، از طرف دیگر، آنها توسط بانکها حمایت نمی شود زیرا آنها وجاهت قانونی ندارند که این خود یک نکته منفی، برای سرمایه گذاران یا کاربران محافظه کار محسوب می شود. بنابراین، برخی از الگوهای گسترده وجود دارند که برای فرار از مالیات استفاده می شوند؛ مانند حساب پس انداز، بخش معاملات، نماینده معافیت مالیاتی، تبدیل بین رمزارزها و انجام معاملات خارجی.

– حساب پس انداز
از آنجا که رمزارزها یک پناهگاه برای فرار مالیاتی و فعالیت های پولشویی محسوب می شوند، روشهای مختلفی برای پنهان کردن منبع پول یا مقصدی که انتقال در آن انجام شده، وجود داشته است. مردم دارای چندین کیف پول به عنوان حساب پس انداز خود هستند که فقط برای دریافت پول استفاده می شوند و از زمان ایجاد کیف پول، هیچ ارزی ارسال نمی شود. داشتن چنین کیف پولهای منفعل، احتمال شناسایی توسط سازمان اجرای امور مالیاتی را بطور چشمگیری کاهش می دهد، مگر اینکه صاحبان کیف پول به طور داوطلبانه گزارش دهند.
– بخش معاملات
رویکردهای دیگری نیز وجود دارد که به طور گسترده برای همین منظور استفاده می شود، مانند فورک (fork) و ادغام، توزیع زنجیره طولانی و باینری(binary). الگوی فورک (fork) و ادغام یک طرح مشهور است که می تواند یک مقدار بسیار زیاد بدگمانی را در مسیر تشخیص قرار دهد. در این طرح، شخص می تواند انتقال را به چندین نقل و انتقالات کوچکتر که به مقصد های مختلفی که ممکن است در اختیار یا کنترل داشته باشد، شکسته و بعداً بتواند همه آنها را به مقصد نهایی برساند. با انجام این کار، یک مقدار زیادی از رمزارزها می تواند در بخش خود به مقصد برسد، از این رو جلوگیری از تشخیص در اصل به معنای مقدار زیاد بدگمانی است. طرح های فوق فقط زمانی می توانند انجام شوند که کاربر بتواند چند کیف پول داشته باشد، که این امر گزینه مناسبی برای سیستم های بانکی سنتی نیست بلکه، برای فناوری بلاکچین بسیار ساده است. با توضیح الگوهای موجود که بیشتر مورد استفاده قرار می گیرد، یک لایه دیگر از عارضه وجود دارد که می توان اضافه کرد بسیاری از کیف پول ها در هنگام ثبت نام از شناسایی مناسب کاربران برخوردار نیستند بنابراین، داشتن کیف پول با نام و آدرس ایمیل های جعلی، امکان پذیر است.
– نماینده معافیت مالیاتی
علاوه بر الگوهای فوق که در معاملات دیده می شود، با درگیر کردن شخص ثالثی که معاف از مالیات مانند یک عامل خرید است، می تواند پیچیده تر باشد. در این طرح، سرمایه گذار علاقه مند به سرمایه گذاری روی سهام شرکت است که قرارداد مبادله سهام با نماینده ارز بیت کوین امضا میکند. بنابراین، نماینده سهام را بر اساس ارزش دلار معادل مقدار بیت کوین دریافتی خود خریداری می کند و پس از آن به دلیل قدردانی، بیت کوین را به سرمایه گذار بازپرداخت میکند. در نتیجه، سازمان های اجرای قانون مالیات نمی توانند سرمایه گذار را از نظر پرداخت مالیات مسئولیت پذیر بدانند زیرا این معاملات توسط یک نماینده معاف از مالیات انجام می شود.
– مبادله بین رمزارزها
رویکرد دیگری که برای پنهان کردن رد یا اثر پول به کار رفته است، مبادله رمزارزها به نوع دیگری از رمزارزها بوده است. بنابراین، دیگر نیاز به تبدیل رمزارزها به پول ملی نیست، زیرا این رمزارزها می توانند برای پرداخت هزینه خدمات یا کالاها مورد استفاده قرار گیرند یا با فروش یک سرویس یا کالای مناسب، دریافت شوند. این خلاء قانونی به این دلیل است که معامله فقط در زمانی که ارز دیجیتال به ارز واقعی یا برعکس مبادله می شود، مالیات می گیرد و برای هر تراکنش نیست. با این حال، دولت ترامپ تلاش کرده است، نه تنها بین رمزارزها و ارز واقعی، بلکه بین رمزارزها، این خلاء قانونی در مالیات (GOP) را ببندد. در نتیجه، هر فرد به خاطر فرم مالیات خود، باید در زمان معامله، سوابق مربوط به هر معامله و همچنین ارزش ارز را به دلار داشته باشد.
– معاملات خارجی
فرارهای مالیاتی به این امید که موسسات مالی واسطه ای به دلیل قوانین اسرار بانکی در حوزه قضایی خود این اطلاعات را برای دارندگان حسابهای خود به سایر دولتها ارائه ندهد، معاملات خود را از ارز واقعی به رمزارزها، در خارج از ایالات متحده انجام می دادند. با این حال، برای حل این مشکل، ایالات متحده تصویب قانون انطباق مالیات در حساب خارجی (FATCA) را که توسط آن، مؤسسات مالی خارجی (FFI) مسئولیت دارد اطلاعاتی را در مورد دارندگان حسابهای آمریکایی خود به IRS بدهد، تهیه کرده و عدم انجام FFI ها ، مشمول مالیات ناخالص 30٪ برای برخی از پرداختهای دریافت شده از منابع آمریکایی خواهد بود. از سوی دیگر، FFI ها با محدودیتی روبرو هستند به گونه ای که اگر اطلاعات لازم را به IRS بدهند، در واقع آنها در مورد قوانین مربوط به اسرار بانکی در حوزه قضایی خودشان نقض وارد می کنند و در صورت عدم موفقیت در آن، از طرف ایالات متحده مجازات می شوند. در نتیجه، ایالات متحده با دولت های دیگر مذاکره و توافقی را امضا نموده كه به FFI ها اجازه می دهد تا اطلاعاتی را ارائه دهند.
از زمان شروع فعالیت رمزارزها مانند بیت کوین، این بازار توجه بسیاری از مردم را به خود جلب و خیلی سریع رشد کرده است به حدی که بعنوان بالاترین بازده سرمایه گذاری در میان سرمایه گذاران در نظر گرفته شده است. به عنوان مثال، سرمایه گذاران بیت کوین از سال 2012 سود 213491.46٪ داشته اند. پیش بینی می شود فقط ایالات متحده به دلیل فرصت فرار مالیاتی که توسط رمزارزها فراهم می شود، سالانه بین 40 تا 70 میلیارد دلار از دست می دهد. علاوه بر این، میزان فرار مالیاتی سالانه 225 میلیارد دلار در سراسر جهان پیش بینی شده است. بنابراین، به منظور کاهش ریسک فرار مالیاتی، ایالات متحده و سایر دولتها، پروژهایی را برای مبارزه با حساب های مالیات برون مرزی، آغاز کرده اند.

*ادامه این مقاله در قسمت دوم” فعالیت های غیرقانونی و پولشویی – تاثیر قوانین بر مشاغل ارز مجازی و حریم خصوصی” شرح داده می شود.

Authors: Saman Jafari, Tien Vo-Huu, Bahruz Jabiyev, Alejandro Mera, Reza Mirzazade farkhani
Journal : Article in SSRN Electronic Journal- January 2018
Interpreter: Somayeh Khojir

Add a Comment

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code